همدلی خیلی خوب است نقطه سر خط.این همون جمله ایه که همیشه به ما گفته میشد.خصوصا زمانی که رفتم کلاس افزایش مهارتهای ارتباطی.استاد با کوله باری از تجربه و مدارک جور وا جور گلوشو صاف کردو گفت:"در راستای ماموریت یک تیم باید حرکت کنید. اینکه شما چه شرح وظایفی دارید مهمه اما در جریان پیشرفت کارها، بهترین فرد کسی است که به بقیه تیمها راهکارهای عملی بده یا توی بعضی از کارها به بقیه کمک کنه"این مورد به نظر من کاملا درسته. حداقل با اعتقادی که من دارم. اما شرایطی را در نظر بگیرید که همه میخوان خودشون و کارهاشون را به بقیه و البته به مدیر نشون بدن.یا اینکه شناخت کافی در مورد حس قلبی شما در زمینه این همدلی نداشته باشند. یا احساس کنند که شما میخوای خودتو به عنوان یک ابرقهرمان که از پس انجام همه کارها بر میای جا بزنی...خلاصه بر اساس یک سو تفاهم طبق تجارب قبلی...اینجاست که دیگه اون استاد و کوله بار تجربه و مدارک جور وا جور و گلوی گرفتش باید بگن که چه باید کرد.من نمیگم و اعتقادم ندارم اما دیدم که اونی که هیچ همدلی نداره، هیچ همکاری نمیکنه و هیچ کاری را وارد بروکراسی نمیکنه و همیشه از انبوه کار میناله در عین حال که راحت داره ایام را طی میکنه، دو تا ضرر بسیار بزرگ به تیم وارد میکنه:نخست اینکه عبارت "من کارام زیاده"، "خیلی سرم شلوغه"، "میتونی فردا بهم یادآوری کنی" یا رفتارهایی مثل دیر جواب دادن یا جواب ندادن تلفن، ارسال پیام "بعدا با شما تماس میگیرم" و از این دست کارا، به معنای اینه که شما داری شو میکنی که من سرم شلوغه..مورد دوم جدا جدا شدن و تکه تکه شدن تیمه. هرکسی به فکر خودش، جایگاهش و درآمدشه و عملا دیگه تیمی وجود نداره که بخواد ماموریتش را انجام بده...پس خواهرم حجابت ):
+ نوشته ش
برچسب:
نویسنده: حامد فدایی
تاريخ: پنجشنبه
27 بهمن
1401 ساعت: 13:46